v با خودت صادق باش و نگران نباش که دیگران درباره ات چه فکر می کنند.
v حتی گردابی از افکار ناراحت کننده با شوخ طبعی و خنده ای که از ته دل از بین خواهد رفت.
v اگر می خواهی مشکلات خودت حل شوند به دل های دردمند دیگران تسلی و آرامش بده.
v بگذار لبخند در قلبت بارور شود و از دریچه چشمهایت به دنیا بتابد.
v هنگامی که وسوسه می شوی تا حرف های کنایه و نیشدار به دیگران بزنی یادت باشد که فلفل زیادی ، طعم غذا را خراب می کند.
v کلمات نسنجیده ، دوستی های با ارزش را خراب نمی کند. اجازه بده به دیگران هر طور مایلند، پیش بروند.
v ظرفیت عشق وجودت را با دوست داشتن همه انسانها و زندگی افزایش بده.
معلم
روزی روزگاری پسر بچه ای به مدرسه می رفت. پسرک جثه کوچکی داشت اما مدرسه حسابی بزرگ بود، با این حال وقتی پسرک فهمید درب کلاسش مستقیماً به بیرون باز می شود و به راحتی می تواند وارد کلاسش شود خوشحال شد، چرا که دیگر مدرسه برایش بیش از حد بزرگ نبود.
یک روز صبح معلم گفت: امروز می خواهیم نقاشی بکشیم.
پسرک با خود گفت عالیه. چون او نقاشی کردن را خیلی دوست داشت و می توانست خیلی چیزها بکشد.
پس جعبه مداد رنگش را بیرون آورد و شروع کرد به نقاشی کردن. اما معلم گفت: فعلاً شروع نکنید صبر کنید تا همه آماده شوند.
سپس گفت: امروز می خواهیم گل بکشیم.
پسر بچه با خود گفت: عالیه چون گل کشیدن را خیلی دوست داشت. پس شروع کرد و یک گل زیبا با مداد رنگی های صورتی ، نارنجی و آبی کشید.اما معلم گفت: صبر کنید من به شما نشان خواهم داد که چطور گل بکشید و یک گل قرمز با ساقه سبز کشید، سپس گفت: حالا می توانید شروع کنید. پسر بچه به نقاشی معلمش نگاهی کرد و سپس نگاهی به نقاشی خودش انداخت. گلی را که خودش کشیده بود بیشتر دوست داشت اما چیزی نگفت. کاغذش را برگرداند و از روی تخته سیاه همان گل قرمز با ساقه سبز را کشید.
روز بعد معلم گفت: بچه ها امروز می خواهیم خمیر بازی کنیم.پسر بچه با خود گفت خیلی عالیه ، چون می توانست با خمیر خیلی چیزها درست کند. پس شروع کرد به شکل دادن به خمیر اما در همین حین معلم گفت: صبر کنید امروز می خواهیم یک ظرف درست کنیم. پسر با خود گفت: چه خوب. شروع کرد و ظرفی را با شکل و اندازه ای که خودش دوست داشت درست کرد. اما معلم گفت: صبر کنید من به شما نشان خواهم داد که چطور این کار را انجام دهید و بشقابی بزرگ درست کرد و سپس گفت: حالا می توانید شروع کنید. پسرک به ظرف معلم نگاهی کرد و سپس نگاهی به ظرف خودش انداخت، ظرفی را که خودش درست کرده بود بیشتر دوست داشت اما باز هم چیری نگفت. ظرفش را خراب کرد و بشقابی درست مانند بشقاب معلم درست کرد.
از آن روز به بعد پسرک خیلی زود یاد گرفت که منتظر بماند، نگاه کند و به تقلید از معلمش کارها را انجام دهد. چیزی نگذشت که دیگر پسر بچه کارها را آنطور که خودش دوست داشت انجام نمی داد.
پس از مدتی پسر بچه و خانواده اش به شهر دیگری نقل مکان کردند و پسر مجبور شد به مدرسه دیگری برود. مدرسه جدید از مدرسه قبلی بزرگتر بود. کلاس ها دری نداشتند که به بیرون باز شوند. روز اول در مدرسه جدید معلم جدید گفت: بچه های عزیز امروز می خواهیم نقاشی بکشیم.
پسر با خود گفت: چه خوب و منتظر ماند تا معلم به او بگوید که چه کار کند. اما هر چه صبر کرد معلم چیزی نگفت.او فقط در کلاس قدم می زد هنگامی که به پسر بچه رسید گفت نمی خواهی نقاشی بکشی.
جواب داد: چرا می خواهم . چه چیزی باید بکشم؟ معلم جدید گفت: نمی دانم هر چه دوست داری. پسر گفت: چطور بکشم؟ معلم گفت: هر طور که دوست داری. پسر گفت با هر رنگی ؟ معلم گفت: بله با هر رنگی که بخواهی.او شروع کرد و با خوشحالی یک گل با رنگ های صورتی ، نارنجی و آبی کشید. او مدرسه جدیدش را بیشتر دوست داشت با اینکه کلاس جدیدش دری نداشت که مستقیماً به بیرون باز شود.
ترس از شکست، اکثر مردم را از بازی زندگی دور می سازد. اما با وجود این زمانی که شما شکست را تجربه کرده اید و باز هم خودتان را عقب می کشید، معنای این کار چه چیزی غیر از ترس و شکست می تواند باشد؟
ترس از شکست ، فقط خاص انسانهای ضعیف و بی اراده است. یعنی همان آدم های ساده اندیشی که گمان می کنند می توانند بدون پرداختن بهای موفقیت آن را بدست آورند. آنهایی که واقعاً موفقیت را می شناسند، خوب می دانند که شکست چیز ترسناک و هول انگیزی نیست که از بیم آن بترسیم. هیچ انسان عاقلی به طور عمدی خودش را دچار شکست نمی سازد، ما اغلب به بهترین نحو تلاش می کنیم و بالاترین توقع را برای هر تلاشمان انتظار داریم ولی اگر انتظاراتمان به طور کامل برآورده نشد ، نباید آن را شکست بنامیم. شکست در واقع پله ای از نردبان موفقیت ماست که باید روی آن پا بگذاریم و صعودمان را ادامه دهیم. در پی شکست است که اعتماد به نفس و آگاهی لازم برای موفقیت حاصل می گردد.
چند پیام کوتاه
v به دنبال آن چه دارید باشید، نه آنچه دیگران دارند: چون دیگران به دنبال آنچه شما دارید هستند.
v آن توقعاتی را که از دیگران دارید ابتدا خودتان پیش قدم شوید و برای دیگران انجام دهید.
v لازم نیست برای اینکه خدا صدایتان را بشنود، فریاد بزنید، آهسته هم صدای شما را می شنود.
v تجربه های دیگران برای ما بی ارزش هستند چون مجانی به دستمان می رسند.
کلید های تداوم حفظ دوستی و صمیمیت
1- هرگز دوستانتان را شرمنده و خجالت زده نکنید.
2- هیچ گاه چیز زیادی از دوستانتان نخواهید
3- هرگز تصمیم نگیرید اخلاق دوستانتان را تغییر دهید، شما فقط می توانید خودتان را عوض کنید.
4- برای همدیگر نام های خودمانی بسازید ولی هرگز این اسم ها را جلوی دیگران به کار نبرید.
5- از این که بهترین دوستتان در هر شرایطی نظرش نسبت به شما تغییر نخواهد کرد ، مطمئن باشید.
6- اگر به یک مهمانی دعوت شده اید که کسی را می بینید که برای دوستی مناسب است ، از میزبان بخواهید شما با او آشنا کند.
7- اگر یکی از دوستانتان از دست شما خیلی عصبانی است، مدتی او را به حال خودش بگذارید تا آرام شود.
8- بهتر است دوستانتان را فقط برای خودشان بخواهید ، نه به خاطر آن چه که می توانند در اختیارتان بگذارند.
9- اگر مایلید با شخص خاصی ملاقات کنید با دوستانش دوست شوید، دنیا کوچک تر از آن است که فکرش را می کنید.
10- وقتی جوکی می شنوید، آن را در ذهنتان مرور کرده و بعد برای بهترین دوستتان تعریف کنید.
11- دوستی واقعی خریدنی نیست، تنها باید آن را پیدا کرد.
12- با والدین دوستانتان آشنا شوید.
13- ممکن است در بعضی موارد این موضوع مشکل باشد، اما همیشه دروازه قلبتان را برای ورود محبت و دوستی باز نگاه دارید.
14- همیشه راستگو و درست کار باشید تا بتوانید در میان دوستانتان اعتبار کسب کنید.
15- یک دوست برای روزهای آفتابی و یک دوست برای روزهای بارانی داشته باشید.
16- اگر با دوستتان اختلاف سنی زیادی دارید، از تجربیات او استفاده کنید.
17- همیشه در پی دوستی باشید که خودش را دوست داشته باشد، در غیر این صورت نمی تواند آن طور که باید به شما علاقمند شود.
18- به دنبال دوستی بگردید که بتواند حتی در موقعیت ها ی بسیار دشوار خودش را کنترل کند.
19- همیشه در انتخاب دوست به دنبال شخصی باشید که در دوران سختی پشتیبان شما باشد.
20- فقط به خودتان فکر نکنید بلکه به فکر دوستانتان هم باشید، زیرا ممکن است مشکلات زیادی داشته باشند که تنها به دست شما حل می شود.
بستن زبان مردم
روزی حضرت موسی (ع) عرض کرد:
خدایا مرا از زبان مردم حفظ کن.
خطاب رسید : زبان مردم را نسبت به خودم نبسته و حفظ نکرده ام تا چه رسد به تو !
حضرت امام خمینی (ره):
* از برکت انقلاب اسلامی ایران این است که دریچه های نور و امید به روی همه مسلمانان جهان باز شد.
* پیروزی انقلاب مرهون فداکاری های دلاورانه ملت خصوصا شهیدان است.
* انقلاب اسلامی ایران یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده است.
* نهضت اسلامی ملت شریف ایران برای قطع ایادی دشمنان ادامه دارد.
* این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر (انقلاب) محتاج به حفظ و نگهداری است.
* انقلاب شکوهمند اسلامی دستاورد میلیون ها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید است.
* انقلاب اصیل ما جلوه ای از نهضت پر عظمت حضرت محمد رسول الله (ص) است.
* پیروزی انقلاب رهین همه ملت است.
* پیروزی ما انفجار نور بود.
* سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و دهه فجر را به همه ملت و مستضعفین جهان تبریک عرض می کنم. *
قابل توجه والدین محترم دانش آموزان مدرسه راهنمایی شاهد دخترانه شهرستان داراب
کلاس های آموزش خانواده در روزهای دوشنبه ساعت ۵/۳ الی ۵ با موضوع احکام در مدرسه برگزار می گردد مدرس کلاس ها سرکار خانم تاجوران از حوزه علمیه شهرستان داراب می باشد خواهشمندیم در صورت تمایل به این کلاس ها مراجعه نمائید.
حضور شما در کلاس ها کسب ۲۰ امتیاز برای فرزند دلبندتان می باشد.